پرونده ویژه میلاد حضرت زهرا استاد پناهیان تنها مسیر استاد پناهیان عکس تلگرام استاد پناهیان حمایت مالی بیان معنوی پناهیان کانال آپارات استاد پناهیان
پرونده ویژه:سفرنامعه پیاده روی اربعین 95 پرونده ویژه محرم 95 استاد پناهیان مذاکرات هسته ای پناهیان پرونده ویژه:#letter4u #LetterForyou نامه ای برای تو سخنان تاثیر گذار سوالات متداول همکاری با ما

آخرین مطالب

مطالب برگزیده

آخرین نظرات

۹۴/۰۵/۱۱ چاپ ایمیل و پی دی اف
6 نکته در خصوص مذاکرات هسته‌ای در یادبود مهدی مطلبی

پناهیان: دشمن از این مذاکرات، هدفی جز یورش و نابودی ما ندارد/ با توجه به تاریخ، بعد از هر توافقی باید آمادۀ حضور در جبهه‌ها باشیم/بعد از پذیرش قطعنامه، جنگ تمام نشد، بلکه دشمن به ما حمله کرد!/ اگر مجلس محکم عمل کند، یقیناً دشمن کوتاه خواهد آمد/ برخی خیال جام زهر دارند، ولی شرایط فرق کرده -قدرت نهفته در مردم بسته به اشارۀ رهبرست

در ادامه فرازهایی از این سخنرانی را می‌خوانید:

آقای مطلبی جان خود را در مسیر روشنگری و نقد جریان مذاکرات قرار داد

  • در جلسۀ یادبود آقای «مهدی مطلبی» که یک مجاهدِ روشن‌گر است، باید به موضوع کارِ او و چیزی که او جان خودش را در این مسیر قرار داد، نیز بپردازیم و آن هم موضوع مذاکرات هسته‌ای است. کسی که به مجلس آقای مطلبی می‌آید، باید گفت و شنودی دربارۀ مذاکرات داشته باشد، چون مجلس او مجلس کسی است که جان خود را در مسیر روشنگری و نقد جریان مذاکرات قرار داده است. نمی‌شود انسان به این مجلس بیاید ولی دربارۀ مذاکرات، چیزی به زبانش جاری نشود.
  • مذاکرات هسته‌ای چالشی است که پیش روی ملت ما قرار داده شده و یک امتحان الهی است که از جامعۀ ما گرفته شده است. باید از ابتدا تا انتها، یک نگاه عمیق به این مذاکرات داشته باشیم. در اینجا می‌خواهیم چند جمله‌ای دربارۀ این نگاه عمیق و علت این حساسیتی که مرحوم مطلبی داشتند، بیان کنیم تا یک‌مقدار حق مطلب را ادا کرده باشیم.

نکتۀ 1) وجود دشمن را باور کنیم!/ برخی اساساً وجود دشمن را منکر هستند!/ در این 35 سال، کمترین اقدامات فرهنگی ما ناظر به دشمن‌شناسی بوده

  • نکتۀ اول دربارۀ مذاکرات، «باور کردن دشمن» است؛ ما یک واقعیت را باید بپذیریم و آن هم اینکه «ما دشمن داریم» متاسفانه برخی از افراد نادان و ساده‌اندیش-البته اگر بیمار نباشند و مغرضانه این‌گونه نباشند- وجود دشمن را باور نمی‌کنند. می‌گویند: «اصلاً چرا شما به آمریکا می‌گویید: دشمن! اصلاً چرا شما این‌قدر تعبیر دشمن به‌کار می‌گیرید!» واقعاً جز حماقت چه اسمی می‌شود روی این گذاشت؟!
  • بعضی‌ها اساساً وجود دشمن را منکر هستند. متاسفانه در این 35 سال نیز، کمترین اقدامات فرهنگی ما ناظر به دشمن‌شناسی بوده است. نبینید که ما حزب‌اللهی، مذهبی و اهل‌بیتی هستیم؛ متاسفانه دشمن‌باوری و دشمن‌شناسی ما بسیار ضعیف است. و تاکنون هم بارِ دشمن‌شناسی و دشمن‌باوری ما را خود دشمنانِ ما به دوش کشیده‌اند؛ یعنی آن‌قدر جنایت کرده‌اند و به جنایت‌های درشت دست زده‌اند که نشده است ما دشمنی آنان را فراموش کنیم و الا خیلی‌ها دوست داشته‌اند که دشمنی آنها را فراموش کنیم.

جامعه‌ای که این‌قدر دشمن دارد، باید هفته‌ای یک فیلم و سریال در موضوع دشمن‌شناسی داشته باشد/آیا پرداخت به دشمن روحیه‌ها را ضعیف می‌کند؟

  • دشمنان ما آن‌قدر خبیث بوده‌اند و آن‌قدر جنایت‌کار و خباثت‌آمیز رفتار کرده‌اند که-الحمدلله- نشده است ما دشمن را فراموش کنیم و الا دستگاه‌های فرهنگی در کشور ما به قدر کافی در این زمینه تلاش کرده‌اند که ما در دشمن‌شناسی ضعیف باشیم. جامعه‌ای که به‌اندازۀ جامعۀ ما دشمن دارد، باید هفته‌ای یک فیلم یا سریال سرگرم‌کننده در شبکه‌های مختلف تلویزیون در موضوع دشمن‌شناسی داشته باشد.
  • بعضی‌ها فکر می‌کنند که پرداختن به موضوع دشمن، روحیه‌ها را ضعیف می‌کند! اتفاقاً خیلی هم روحیه را شاد می‌کند؛ چون ما الان در زمینۀ درگیری با دشمن، مدام داریم پیروز می‌شویم. ما30 سال است که داریم رو به جلو حرکت می‌کنیم. غربت ما در دوران دفاع مقدس، با الان قابل مقایسه نیست. حتی غربت ما نسبت به 10 سال پیش هم قابل مقایسه نیست.
  • متاسفانه نهادهایی که نان انقلاب اسلامی را می‌خورند، در این زمینه بسیار مقصر هستند. انسان وقتی می‌بیند که این نهادها این‌گونه ضعیف عمل می‌کنند، دیگر از بقیه چه انتظاری دارد؟! نهادهایی که بعد از انقلاب تأسیس شده‌اند و مأموریت‌شان این است که اسلام انقلابی را تبلیغ کنند؛ اما می‌بینید که کمترین کارها و فعالیت‌های شایسته در زمینۀ دشمن‌شناسی و دشمن‌باوری در پروندۀ آنها هست.

الان در فضای بعد از بیانیۀ توافق، خیلی‌ها دوست دارند بر طبل «ندیدن دشمن» بیشتر بکوبند

  • این-دشمن‌شناسی و دشمن‌باوری- اولین موضوعی است که باید حل شود. اتفاقاً الان که در فضای بعد از بیانیۀ توافق هستیم-چون هنوز نمی‌شود گفت «توافق»- خیلی‌ها دوست دارند بر طبل حذف دشمن و ندیدن دشمن، بسیار بیشتر بکوبند! لذا خیلی باید به این موضوع حساس بود.
  • کسی که نسبت به دشمن خواب باشد، طبیعتاً زیر لگدهای دشمن از این خواب بیدار خواهد شد. (امیرالمؤمنین(ع): مَنْ نَامَ عَنْ عَدُوِّهِ أَنْبَهَتْهُ الْمَکَایِد؛ غررالحکم/8672) و (مَنْ نَامَ عَنْ نُصْرَةِ وَلِیِّهِ انْتَبَهَ بِوَطْأَةِ عَدُوِّه‏؛ غررالحکم/8673) آن‌هم در این زمانی که می‌بینید دشمنان ما در اطراف ما چقدر دندان تیز کرده‌اند!

سه تفاوت دشمنی‌های فعلی علیه ما، با شرایط دفاع مقدس/ دشمن دارد «تمام مرزهای ما» را تهدید می‌کند

  • 1) دشمنان ما الان دوست دارند فضایی را برای کشور ما ایجاد کنند-و دارند اقدامات لازم را در این زمینه انجام می‌دهند و مقدماتش را فراهم می‌کنند به حدّی که هر روز در این‌باره یک خبر می‌شنویم- و دارند کاری می‌کنند که دیگر شما شبیه دوران دفاع مقدس درگیر نباشید؛ بلکه خیلی بیشتر درگیر باشید.
  • در دوران دفاع مقدس، اگر صدام می‌خواست شهرهای ما را بزند، یک‌مقدار به خودش می‌پیچید، و بعداً می‌زد! بعد هم توجیه می‌کرد که چرا یک شهر ما را هدف قرار داده است، و چرا مردم بی‌پناه و بی‌گناه را مورد هجمه قرار داده است. اما دشمنانی که الان توسط دوَل استکباری دارند در اطراف ما چیده می‌شوند، اساساً نذر کرده‌اند دانه دانه زن و بچه‌های ما را بی‌گناه بکشند! این اصلاً جزء ایمان و دین تحریف‌شدۀ آنهاست!
  • 2) ضمن اینکه دیگر مثل دوران دفاع مقدس نیست که صدام عضوی از سازمان ملل باشد و لااقل به برخی از مقررات بین‌المللی مقید باشد. الان دیگر با آن دشمن مواجه نیستیم، بلکه با یک دولت خودساخته و یک دین تحریف‌شده‌ای مواجه هستیم که هیچ‌کسی نمی‌تواند جلودارِ او باشد.
  • 3) تفاوت دیگری که مهمتر از دو تفاوت قبلی است، این است که این جریانی که دشمنان دارند در اطراف ما و برای یورش آوردن به ما می‌چینند، تمام مرزهای ما دارند تهدید می‌کنند؛ افغانستان از یک‌طرف، پاکستان از یک‌طرف، و عراق از یک‌طرف. اصلاً دارند لشکرسازی می‌کنند. و در مسیر لشکرسازی‌های خودشان دارند جریان تکفیری‌ها را یکپارچه می‌کنند.
  • در چنین شرایطی خیلی حماقت است که انسان فعالیت‌های نظامی دشمنان خودش را که تحت حمایت استکبار هستند، در اطراف خودش ببیند و بعد دشمن‌شناسی را یک موضوع فرعی قرار دهد و به دشمن‌باوری نپردازد.

نکتۀ 2) ما داریم با «دشمنان خود و  بشریت» مذاکره می‌کنیم/ ما با بزرگترین دروغ‌گویان تاریخ بشر مذاکره می‌کنیم

  • نکتۀ دوم دربارۀ مذاکرات این است که ما داریم با «دشمنان خودمان» مذاکره می‌کنیم. ما با کشورهای قدرتمند مذاکره نمی‌کنیم، بلکه با دشمنان خودمان و دشمنان بشریت مذاکره می‌کنیم. اینکه ما آنان را دشمن خود ندانیم، نه‌تنها حماقت است، بلکه تحمیق جامعه است که آنان را با تعابیری غیر از «دشمن» یاد کنیم.
  • البته اشکالی ندارد که انسان با دشمنان خودش مذاکره کند. ولی لااقل باید این را بگوییم که: «ما داریم با دشمنان خودمان مذاکره می‌کنیم» ما داریم با دزدها و جنایتکاران بین‌المللی و نمایندگان ارشدِ جنایتکاران بین‌المللی مذاکره می‌کنیم. ما با بزرگترین دروغ‌گویان تاریخ بشریت داریم مذاکره می‌کنیم. ما داریم با آمریکای جنایتکاری مذاکره می‌کنیم که هیچ عهدی را در طول تاریخ، در مذاکرات وفا نکرده است. وقتی که ما داریم با دشمنان خودمان مذاکره می‌کنیم، معلوم است که حساسیت در جریان مذاکره با دشمن، خیلی باید بالا برود.
  • در نظرسنجی‌ای که چندی پیش از مردم ما انجام داده بودند، اکثریت مردم-بالای هفتاد درصد- اعتماد نداشتند به اینکه دوَل استکباری به عهد خودشان وفادار باشند. این برداشت عمومی است، نه‌تنها مردم ما بلکه همۀ مردم دنیا این را می‌دانند.
  • آقای مطلبی، کسی بود که هم دشمن‌باوری و دشمن‌شناسیِ خوبی داشت، و هم حواسش جمع بود که ما داریم با دشمنان خودمان مذاکره می‌کنیم. و ما به این‌نوع نگاه‌ها نیاز داریم. این‌ نگاه‌ها، نگاه عموم مردم ماست. برخی باید پرچم بگیرند و جلو بیفتند و از شماتت‌ها هم نباید بترسند. البته در فضای تبلیغی باید با کلام مؤثرِ تبلیغی، واردِ عمل شوند تا به امور دیگری در عرصۀ سیاسی متهم نشوند.
  • وقتی که شما به صحبت‌ها و روشن‌گری‌های آقای مطلبی دقت می‌کنید، می‌بینید که این فضا را در دلِ مخاطب بیدار می‌کند که «ما داریم با دشمن خودمان مذاکره می‌کنیم» و این سخن درستی است که باید به آن پرداخته شود.

دولتمردان اینقدر نگویند: «ما با دولت‌های بزرگ مذاکره می‌کنیم»، اینها دزدهای بزرگ هستند/دولتمردان بیش از هرکس باید این سخن را تکرار کنند/این امتیازشان را بالا می‌برد

  • مذاکره‌کنندگان ما اگر در این مذاکرات، به نتیجۀ مطلوب برسند، جایزۀ بزرگتری از جانب ملت دریافت خواهند کرد، و در تاریخ هم نام‌شان بهتر ثبت خواهد شد، چرا که «ما با کلّاش‌ها و کلاهبردارهای عالم مذاکره کردیم و بُردیم» و الا مذاکره کردن با یک آدمِ منصف، و رسیدن به حقّ خود، که هنر نیست. دولتمردان ما بیش از هر کسی باید بر مستکبر بودن و متفرعنانه عمل کردنِ دشمنان، تأکید بورزند، این امتیازشان را بالا می‌برد. نباید این‌قدر بگویند: ما با دولت‌های بزرگ داریم مذاکره می‌کنیم؛ اینها فقط دولت‌های بزرگ نیستند، بلکه اینها دزدهای بزرگ هستند.
  • دولتمردان ما بیشتر از بدنۀ مردم و بیشتر از انقلابیون، باید این سخن را تکرار کنند. آنها وقتی که این سخن را تکرار کنند، بسیاری از عوارض سوئی که ممکن است متوجه این ملت شود را خواهند کاست.

نکتۀ 3) هدف ما و هدف دشمن ما از مذاکره چیست؟/ هدف واقعی ما از مذاکرات، تأمین منافع‌مان است

  • نکتۀ بعدی که باید در مذاکرات، به آن توجه کنیم این است که «ما اگر داریم مذاکره می‌کنیم، چه هدفی داریم و دشمنان ما از این مذاکره چه هدفی دارند؟» بنده تعجب می‌کنم که چرا این مسأله به روشنی گفته نمی‌شود؟ این را می‌توان بر اساس مستندات بیان کرد.
  • هدف واقعی ما از مذاکرات، تأمین منافع‌مان است. پنهان‌کاری در این‌طرف وجود ندارد. این هدف روشن ماست و همۀ ما این را می‌خواهیم. ما هرچقدر با زخم کمتر، در این میدان پیروز شویم، عاقلانه‌تر، هوشمندانه‌تر و بهتر است. ما همان‌طوری که جنگ را ابزار دفاع مقدس خودمان می‌دانیم، مذاکره را هم ابزار دفاع مقدس خودمان می‌دانیم و در هر دو حالت، می‌خواهیم از خودمان دفاع کنیم. این یک روی سکه است.

هدف دشمنان از مذکرات نابودی ماست/ گاهی این هدف را علنی بیان می‌کنند

  • اما باید دید که دشمنان ما با چه هدفی دارند مذاکره می‌کنند؟ آیا دشمنان ما واقعاً برای اینکه جهان را امن‌تر کنند، دارند مذاکره می‌کنند؟! آنها اگر می‌خواستند جهان را امن کنند که داعش را نمی‌ساختند! دشمنان ما اگر می‌خواستند جهان را امن کنند که این‌قدر از اسرائیل خون‌آشام دفاع نمی‌کردند و این‌قدر خودشان مستقیماً جنایت نمی‌کردند! پس دشمنان ما در این مذاکرات، دنبال چه هدفی هستند؟ آنها به دنبال نابود کردن ما هستند.
  • دشمنان ما سرِ میز مذاکره نشسته‌اند که این مذاکره به نابودی ما بینجامد، ولی ما سرِ میز مذاکره نشسته‌ایم که به دفاع از خودمان بپردازیم. باید حواس‌مان باشد که آنها هدفشان این است که با این مذاکره ما را نابود کنند. آنها پیش خودشان این را می‌گویند و گاهی نیز این را علنی بیان می‌کنند. مثلاً آنها چنین عبارت‌هایی را می‌گویند: «ما می‌خواهیم با این مذاکره، توان نظامی ایران را به‌گونه‌ای تضعیف کنیم، تا وقتی به آنها حمله کردیم، بتوانیم پیروز شویم!» یعنی خودشان علناً می‌گویند در این مذاکرات-که ظاهراً دربارۀ مسائل هسته‌ای است- در واقع دارند با هدفِ نابودی ما مذاکره می‌کنند.

صدام هم وقتی در جبهه متوقف می‌شد، تقاضای مذاکره می‌کرد/ بعد از پذیرش مذاکره، صدام به جای خرمشهر قصد تهران کرد!

  • واقعیت مذاکره این است که ما داریم برای دفاع از خودمان مذاکره می‌کنیم، ولی آنها دارند برای تسلط بر شریان‌های حیاتیِ ما، تضعیفِ ما و نابود کردن ما مذاکره می‌کنند.
  • صدام وقتی که در جبهه‌ها نمی‌توانست پیشروی کند، مدام طلبِ مذاکره می‌کرد. ولی حضرت امام(ره) قبول نمی‌کرد. وقتی که امام(ره) مذاکره را قبول کرد، معلوم شد که صدام برای چه از مذاکره دم می‌زد! تا امام(ره) قطعنامه را قبول کرد، صدام نیروهای شومی را با پشتیبانی‌های سنگین توپخانه‌ای، موشکی و هوایی، فرستاد که به قلب تهران حمله کنند! تا وقتی که مذاکره نبود، دنبال خرمشهر بودند، اما وقتی که ما مذاکره را پذیرفتیم، به دنبال نابودی تهران بودند. البته رزمندگان ما آنها را نابود کردند.

بعد از پذیرش قطعنامه 598، جنگ تمام نشد، بلکه دشمن حمله کرد و یورش بیشتری آورد

  • معمولاً در بیان تاریخ دفاع مقدس می‌گویند: «هشت سال دفاع مقدس، منجر به پذیرش قطعنامه شد، و با پذیرش قطعنامه جنگ به پایان رسید!» در حالی که این یک دروغ بزرگ است. تاریخ دفاع مقدس را باید این‌گونه بیان کرد: «مردم هشت سال دفاع کردند و دشمن را تا حدِ زیادی از خانه بیرون کردند، بعد، وقتی که قطعنامه پذیرفته شد، دشمن جلو آمد و آن‌جاهایی را که قبلاً تصرف کرده بود و از دست داده بود، دوباره طیِ یک‌ماه تصرف کرد. اما بعد دوباره مردم دفاع هشت‌سالۀ خودشان را چند ماه دیگر ادامه دارند، و بعداً جنگ تمام شد.» واقعیت جنگ این است.
  • نباید این‌طور تصور شود که: «دیدید آن‌دفعه، وقتی که قطعنامه را پذیرفتیم، جنگ به پایان رسید و جوان‌های کمتری از دست دادیم!» در حالی که واقعیت این است که وقتی ما قطعنامه را پذیرفتیم، بلافاصله دشمن حمله کرد و مناطق قبلی را دوباره تصرّف کردند. امروز نباید کسی برای جوان‌های ما، این تاریخ را تحریف کند.
  • وقتی ما قطعنامه را پذیرفتیم، دشمن یورشِ بیشتری آورد. وقتی عملیات مرصاد را نگاه می‌کنید، می‌بینید که داستانش چیست؟ آنها جرأت نمی‌کردند در آن زمان علیه ما عملیات انجام دهند، اما وقتی قطعنامه را پذیرفتیم، بلافاصله حمله کردند.

با توجه به تاریخ، بعد از هر توافقی باید آمادۀ حضور در جبهه‌ها باشیم/ دشمن از این مذاکرات، هدفی جز یورش آوردن ندارد

  • آنها هر چیزی را که ما بپذیریم، مقدمۀ نابودی ما قرار می‌دهند. لذا باید آماده باشیم. الان اگر بخواهیم از تاریخ درس بگیریم، باید بگوییم: «هر توافقی که با دشمنان‌مان انجام دهیم، بعدش باید برای حضور در جبهه‌ها آماده باشیم» البته این آمادگی ما ممکن است دشمن را عقب بزند، ولی باید بدانیم که دشمن از این مذاکرات، هدفی جز یورش آوردن ندارد.
  • باید بدانیم که ما داریم با «دشمنان خودمان» مذاکره می‌کنیم، و هدف دشمنان ما نابودی ماست و هدف ما دفاع از خودمان است. لذا وقتی وارد مذاکره می‌شویم، باید بدانیم که همۀ نقشه‌های دشمن، با هدف نابودیِ ماست، و الا دشمن که برای دادنِ منافع ما نقشه نمی‌کشد و مذاکره نمی‌کند!

نکتۀ 4) شاید تنها فایدۀ مذاکرات برای ما اعترافاتی است که دشمنان بعد از بیانۀ توافق انجام دادند/دشمن: اگر به توافق نمی‌رسیدیم، تحریم‌ها فرو می‌پاشید

  • نکتۀ بعدی که در مذاکرات باید به آن دقت کرد، اعترافاتی است که «شاید» تنها فایدۀ این مذاکرات برای ما باشد. شاید تنها فایدۀ مذاکرات برای ما اعترافاتی است که دشمنان ما بعد از بیانۀ توافق انجام دادند، و رییس جمهور آمریکا و وزیر امور خارجۀ آمریکا به این اعترافات تصریح کردند. شاید تنها فایدۀ ما در مذاکرات این بود که سخنان حقی که آقای مطلبی بیان می‌کردند، به زبان رییس جمهور و وزیر امور خارجۀ آمریکا جاری شد. آنها صریحاً گفتند: «اگر ما مذاکره نمی‌کردیم و به توافق نمی‌رسیدیم، تحریم‌ها فرو می‌پاشید.»
  • تحریم‌ها خودش-خودبه‌خود- داشت فرو می‌پاشید، و این را رییس جمهور آمریکا گفت. آیا این سخن درست است؟ اگر این سخن درست باشد، سیاستمداران برجستۀ کشور ما دو سال است که دارند اشتباه می‌کنند و به مردم، سخن اشتباه می‌گویند. حالا نکند ما با امضای خودمان آن را تثبیت کنیم؟ چون ما تا به‌حال مبانی تحریم‌ها را قبول نکرده بودیم و آنها یک‌سویه این تحریم‌ها را بر ما تحمیل کرده بودند. نکند نمایندگان محترم مجلس و شورای عالی امنیت ملی، یک‌طوری این توافق را امضا کنند که مِن‌بعد اگر قرار شد تحریمی علیه ما صورت بگیرد، با امضای خودمان باشد! چون تا به‌حال ما امضا نکرده بودیم، و خود به خود تحریم‌ها داشت از بین می‌رفت، ولی از این به بعد دیگر از بین نمی‌رود، چون می‌گوید: «خودتان امضاء کرده‌اید!»

دشمنان ما اعتراف کردند ایران کشور قدرتمندی است

  • یکی دیگر از اعترافات آنها این بود که اعتراف کردند ایران کشور قدرتمندی است، نقش ایران در خاورمیانه کلیدی است و آنها دیگر نمی‌توانند بدون حضور قدرتمندانۀ ایران، نَفَس بکشند. اعترافات سنگینی انجام داده‌اند، مثلاً اینکه دیگر نمی‌شود علم هسته‌ای را از ایرانی‌ها بازپس گرفت. به زبان بی‌زبانی دارند می‌گویند که دانشمندان‌شان را هم کشتیم اما این سانتریفیوژها از چرخش نیایستادند!
  • مردم ایران پای انرژی هسته‌ای ایستاده‌اند. هرچه مؤسسات غربی و مؤسسات نظرسنجی داخلی در طی این دو سال، از مردم نظرسنجی کردند، تیپ‌های مختلف مردم، مخالف این بودند که فعالیت‌های هسته‌ای تعطیل شود. شاید آنها روزانه در جریان مذاکرات، نبض افکار عمومی ملت ایران را می‌گرفتند که مردم ایران چه می‌گویند؟ و اگر مردم ما این‌طوری پای بحث انرژی هسته‌ای مقاوم نبودند، مگر آنها در مذاکرات کوتاه می‌آمدند؟! شما فکر می‌کنید آنها برای چه کوتاه آمدند؟ آنها از محبوبیت مقام معظم رهبری در ایران خبر دارند، و می‌دانند که وقتی ایشان یک سخنی را محکم بیان کرد، آ‌ن‌قدر منطق دارد و آن‌قدر محبوبیت دارد که نمی‌شود با آن کاری کرد، لذا سرِ یک هفته کوتاه می‌آمدند.

مهمترین بُرد ما در مذاکرات، اعتراف دشمن به برخی حقایق بود/ اگر کوتاه نیاییم دشمنان بیش از اینها هم کوتاه خواهند آمد

  • مهمترین بُردی که در این مذاکرات صورت گرفت، این بود که برخی از حقایقی که امثال مرحوم مهدی مطلبی، در جریان مذاکرات بیان می‌کردند، به زبان دشمن به آن اعتراف شد و البته ما معتقدیم که سخنان درستی است. دشمنان ما الان در اوج ضعف قرار دارند. و ما الان در اوج اقتدار هستیم و مذاکرات باید مقتدرانه انجام بگیرد. اصلاً نباید کوتاه بیاییم. یقین بدانید-که اگر ما کوتاه نیاییم- دشمنان ما بیش از این هم کوتاه خواهند آمد.

اگر مجلس بندهای مشکوک را نپذیرد، دشمنان کوتاه خواهند آمد

  • بنده یقین دارم که اگر مجلس شورای اسلامی در این زمینه محکم عمل کند و بندهای مشکوک این توافق‌نامه را نپذیرد، دشمنان ما کوتاه خواهند آمد، چون آنها در اوج ضعف هستند و خودشان به این مسأله اعتراف کرده‌اند. حتی اگر آنها هم اعتراف نکرده باشند، تمام صحنۀ بین‌المللی دارد این را نشان می‌دهد.
  • ما در اوج اقتدار هستیم و نباید این قدرت خودمان را از دست بدهیم. اگر ما در اوج اقتدار نبودیم، سران دوَل استکباری این‌طوری برای آمدن به ایران اسلامی ما از هم سبقت نمی‌گرفتند. شما باید سخنان قبلی آنها را با این اقدامات جدیدشان مقایسه کنید. آنها ملت‌های آگاهی ندارند و الا توسط ملت خودشان-به‌خاطر این مواضع متناقض- ریشخند می‌شدند.

نکتۀ 5) خدا هست/ اصل و فرع جریان دشمنی دشمنان را خدا برای «امتحان ما» طراحی کرده

  • نکتۀ دیگر در باب مذاکرات این است که «خدا هست!» و خدا اصل و فرع جریان دشمنی دشمنان ما را خودش طراحی کرده است. خداوند می‌فرماید: من اگر می‌خواستم خودم این دشمنان را از بین می‌بردم. شاید روی همین حساب بود که قوم بنی‌اسرائیل به حضرت موسی(ع) می‌گفتند: «تو با خدای خودت بروید با دشمنان بجنگید، ما برای جنگ نمی‌آییم»(قَالُواْ یَمُوسىَ إِنَّا لَن نَّدْخُلَهَا أَبَدًا مَّا دَامُواْ فِیهَا فَاذْهَبْ أَنتَ وَ رَبُّکَ فَقَتِلَا إِنَّا هَاهُنَا قَعِدُون؛ مائده/24) چون قوم بنی اسرائیل می‌دانستند که اگر خدا بخواهد، می‌تواند این دشمنان را از بین ببرد، کمااینکه فرعون و لشکریانش با یک اشارۀ عصای موسی(ع) نابود شدند. لذا می‌گفتند: چرا ما به جبهۀ جنگ بیاییم و خودمان را به کشتن بدهیم؟!
  • اصل و فرع جریان دشمنی را خدا برای ما طراحی کرده است، منتها خدا برای چه این را طراحی کرده است؟ آیا برای این طراحی کرده است که خودش این دشمنان را از بین ببرد؟ اگر خدا می‌خواست خودش این دشمنان را از بین ببرد که اصلاً برای ما دشمن درست نمی‌کرد! خدا این دشمنان را برای ما درست کرده است که ما امتحان بدهیم.

اصل و فرع مذاکره تحت نظر خدا، برای امتحان مقاومت ماست/ الان پای یک کاغذ می‌توانیم مقاومتی کنیم، که نتیجه‌اش نصرت و پیروزی جبهۀ حق است

  • اصل و فرع مذاکره تحت نظر پروردگار عالم برای امتحان مقاومت ماست. اگر مقاومت ما در مقابل دشمن، کاسته شود خواهید دید که خدا-نعوذ بالله- چگونه ما را ذلیل و نابود خواهد کرد. آن‌موقع خدا رحم نخواهد داشت. اصل و فرع مذاکره و اصل و فرع دشمنیِ دشمنان ما(که فرعی دشمنی آنها همین مذاکره است) برای امتحانِ مقاومت ماست.
  • تمام دشمنی‌های تکفیری‌ها که ایادی صهیونیست‌ها هستند، برای امتحان مقاومت ماست. اگر مقاومت ما کم شود، خدا چه خواهد کرد؟ و اگر ما مقاوم بایستیم، خدا چه خواهد کرد؟
  • ما الان پای یک کاغذ، می‌توانیم مقاومتی کنیم، که نتیجه‌اش نصرت و پیروزی جبهۀ حق است. عجب صحنه‌ای درست شده است! و پای یک کاغذ می‌توانیم، ذلتی را بپذیریم که نتیجه‌اش میلیاردها ضرر و زیان است؛ نه از نظر مالی، بلکه از نظر جانی و بلکه به نهایت نابودی کشاندن امت اسلامی است.

نکتۀ 6) بین این مذاکره و قطعنامۀ 598 تفاوت‌های فاحشی وجود دارد

  • نکتۀ آخر هم این است که در ارتباط با این مذاکره، بعضی از مقایسه‌ها با قطعنامۀ 598 صورت می‌گیرد. در حالی که یک‌سلسله تفاوت‌های فاحشی وجود دارد که این تفاوت‌های فاحش را نباید از یاد ببریم. برخی از این تفاوت‌های فاحش را عرض می‌کنم. البته فقط به آنها اشاره می‌کنم و می‌گذرم.
  • قطعنامۀ 598 الان خیلی محل بحث است. در اینکه برای حضرت امام(ره) جام زهر بوده، هیچ تردیدی نیست. دربارۀ آن نامه‌هایی که به امام نوشته شده بود و اینکه امام به چه مصلحتی این نامه‌ها را پذیرفته‌اند، خود امام(ره) بخشی از آن را بیان کرده‌اند و بخشی از آن را هم فرمودند که «بعدها خواهید فهمید.» اما اینکه «این نامه‌ها ناصحیح بوده» در این هم تردیدی نیست. مثلاً به امام گفتند که «مردم دیگر جبهه نمی‌روند!» آن کسی که نوشته بود «مردم جبهه نمی‌روند» آن فرد، بعدها نگاه خودش را به مردم نشان داد و امتحان خودش را پس داد. الان به هر کسی بگویید: «چنین کسی این نظر را اعلام کرده بود که مردم به جبهه نمی‌روند» همه می‌دانند که نظر او نظرِ صائب و صحیحی نبوده است. همان‌طور کسی که گفته باشد: «ما پول نداریم» و کسی که گفته باشد: «ما اسلحه نداریم» این سخنان هم امروز پذیرفته نیست.
  • همین الان در منطقه و در این جنگ‌های نیابتی و دفاع مقدسی که به مردم مظلوم منطقه تحمیل شده است، و حتی ستمی که به مردم غزه می‌شود، خیلی شدیدتر از دوران دفاع مقدسِ ماست. آیا ما آن زمان واقعاً نمی‌توانستیم، دفاع کنیم؟! یک نمونه‌اش «عملیات مرصاد» بود که مردم نشان دادند که می‌توانستند مقاومت کنند و دیدیم که چگونه به جبهه‌ها هجوم بردند. آن نامه‌ها و تحلیل‌هایی که به امام داده شد، تحلیل صحیحی نبود، ولی از یک حقایقی حکایت می‌کرد که امام(ره) به خاطر آن حقایق، قطعنامه را پذیرفتند و تعبیر جام زهر را به‌کار بردند.

آیا ممکن است در این مذاکرات، ضعفی صورت بگیرد و مثل قطعنامه تحمیل شود؟

  • آیا الان ممکن است ضعفی در این مذاکرات صورت بگیرد و مثل قطعنامه تحمیل شود؟ بنده- با تفاوت فاحشی که وجود دارد- عرض می‌کنم، نه! قطعاً شرایط زمان ما اجازه نخواهد داد، آن مسأله رخ دهد.
  • آن زمان بعضی‌ها می‌آمدند در نماز جمعه، و یک عباراتی بیان می‌کردند که «بله، لازم بوده است...» لذا هم حزب‌اللهی‌ها و هم غیرحزب‌اللهی‌ها می‌گفتند: «سَلّمنا!» و مسأله تمام می‌شد. ولی الان چگونه می‌توانید به این جوان‌های ما با یک تحلیل ضعیف و سطحی، خیلی چیزها را تحمیل کنید؟! مگر امثال آقای مهدی مطلبی‌ها در میان طلبه‌ها و دانشجویان ما-حتی غیر از طلبه‌ها و دانشجویان- کم هستند؟!
  • الان مگر هر کسی که چهره و وجاهت حزب‌اللهی‌گری داشته باشد، همۀ حزب‌اللهی‌ها سخن او را می‌پذیرند؟! الان شرایط ما خیلی با دوران دفاع مقدس فرق کرده است. سطح آگاهی و تحلیل مردم افزایش پیدا کرده است. آن زمان چهار تا بچه مذهبی، وقتی می‌خواستند یک مجله راه بیندازند، موانع زیادی جلوی آنها قرار داشت. ولی الان هر کسی با یک تلفن همراه خودش بدون اینکه هزینۀ چاپ، داشته باشد می‌تواند پیام خودش را به میلیون‌ها نفر برساند. الان چگونه می‌توان مردم را خام کرد؟!

اگر ما یک‌ذره کوتاه بیاییم، کربلا و نجف در معرض خطر نهایی قرار می‌گیرد

  • اگر بگوییم: در آن زمان، هشت سال دفاع مقدس در میان برخی اقشار، یک فرسودگی‌هایی ایجاد کرده باشد، الان دقیقاً برعکس است. جوان‌‌های ما مکرر می‌گویند که «ما می‌خواهیم برویم و جزء مدافعین حرم باشیم» یعنی سلحشورانه می‌خواهند از حرم اهل‌بیت(ع) دفاع کنند. همۀ ما می‌دانیم که اگر ما یک‌ذره کوتاه بیاییم، کربلا و نجف در معرض خطر نهایی قرار می‌گیرد.
  • در آن زمان، صدام وقتی حرم به حضرت اباالفضل(ع) می‌رفت، لااقل کفش‌های خودش را در می‌آورد(و ظاهر را حفظ می‌کرد) ولی الان شرایط خیلی متفاوت شده است.

برخی خیال خام دوران تحمیل جام زهر را دارند، ولی الان اصلاً آن شرایط نیست/ قدرتی در میان مردم ما نهفته است که به یک اشارۀ رهبر وابسته است

  • بعضی‌ها که خیال خام آن دوران را دارند که می‌توانستند جام زهری تحمیل کنند، الان اصلاً آن شرایط نیست و امکان ندارد. این ملاحظات را حتی دشمنان ما هم دارند. شرایط جدید ما واقعاً متفاوت است، و همه می‌دانند که هر چه در مقابل این جریان مذاکره، جامعۀ ما با حکمت و تدبیر برخورد می‌کند یقیناً به خاطر اشاره‌های مقام معظم رهبری است. قدرتی در میان این مردم نهفته است که این قدرت به یک اشاره وابسته است که بیرون بریزد و بساط استکبار جهانی را به‌هم بریزد.
  • ان‌شاءالله خداوند این مذاکرات را برای جامعۀ ما ختم به خیر کند و این امتحان مقاومت را از ما به خوبی بگیرد؛ یعنی امدادهای غیبی خودش را برای کمک به ما بفرستد و ما بتوانیم این امتحان مقاومت را به خوبی پس بدهیم. و دولتمردان ما هم بتوانند سرافراز بیرون بیایند.

ما دوست نداریم نام احدی از دولتمردان ما در تاریخ به بدی یاد شود/کار دولتمردان تمام شد، نوبت مجلس‌مردان است

  • ما دوست نداریم نام احدی از دولتمردان ما در تاریخ به بدی یاد شود. هیچ کسی دوست ندارد به هر دلیلی، ننگی برای احدی از سیاستمداران جامعۀ ما در تاریخ ثبت شود. در اینجا بحث جناحی  نیست. کمااینکه ما دوست داریم تمام کسانی که با هر دین و مذهبی، در تیم‌های ورزشی به نام پرچم ایران در دنیا مسابقه می‌دهند، پیروز شوند. چون در نهایت سه به هیچ، به نفع جبهۀ حق است. کسی بخیل نیست که این افتخار را کسی برای خودش بردارد. ان‌شاء الله این افتخار را به نام خودشان ثبت کنند و بتوانند شایستۀ اقتدار این ملت عمل کنند.
  • دولتمردان به هر طریقی، وظیفۀ خودشان را انجام داده‌اند و حالا نوبت مجلس‌مردان ماست که وظیفۀ دولتمردان را تکمیل کنند. ان‌شاء الله که ما را در این امتحان مقاومت روسیاه نکنند. این مقاومت اگر در صفحۀ کاغذ هم صورت بگیرد، آثار بابرکتی خواهد داشت که همۀ ما از آن آثار بهره‌مند خواهیم شد. و اگر این مقاومت صورت نگیرد، پناه می‌بریم به خدا؛ اگر خدا بخواهد به جامعه‌ای که اهل مقاومت نیستند، غضب کند.

اگر تعداد مظلومین از ظالمین بیشتر باشد، دعای‌شان مستجاب نمی‌شود

  • پیامبر گرامی اسلام(ص) می‌فرماید: دعای مظلومان تا وقتی که تعدادشان کمتر از ظالمان است مستجاب می‌شود. اما بعد از اینکه تعداد ظالمان از مظلومان کمتر شد، دیگر دعای مظلومان مستجاب نمی‌شود.(إنَّ اللّهَ عز و جل یَستَجیبُ لِلمَظلومینَ، ما لَم یَکونوا أکثَرَ مِنَ الظّالِمینَ، فَإِذا کانوا أکثَرَ مِنَ الظّالِمینَ فَلا یَستَجیبُ لَهُم؛ الفردوس/1/149/538) (حکمت‌نامه پیامبر اعظم (ص)،ری شهری،  ج‏10، ص: 279) چون می‌فرماید: برای چه نشسته‌اید و دعا می‌کنید؟ بلند شوید و بجنگید!
  • ما تازه می‌فهمیم که چرا در زمان جنگ وقتی دعا می‌کردیم که «خدایا صدام را بکُش!» دعای‌مان مستجاب نمی‌شد! خُب جمعیت ما از آن ظالمین بیشتر بود و باید دفاع می‌کردیم، و الحمدلله مدافعین ما افتخار آفریدند و از صدقۀ سر آنها، ما داریم زندگی می‌کنیم. و الان هم واقعاً تعداد جبهۀ اسلام بیشتر است. مثلاً الان مردم یمن، تعدادشان از ظالمین آل سعود، بیشتر است. گویا در آخرالزمان خداوند می‌خواهد این‌گونه عمل کند.

الان تعداد افراد جبهۀ حق، بیشتر است و همۀ اینها پشتوانۀ مذاکرات هستند/ منتقدین مذاکرات، یارانِ اول مذاکرات هستند که قدرت چانه‌زنی را افزایش می‌دهند

  • تعداد افراد جبهۀ حق، الان بیشتر است، و همۀ اینها پشتوانۀ مذاکرات هستند؛ حتی کسانی که در کشور، مخالفت‌ها و نقدهایی برای مذاکرات دارند، اینها یارانِ اول مذاکرات هستند. اینها در واقع با فشاری که وارد می‌کنند، دارند قدرت چانه‌زنیِ ما را افزایش می‌دهند. البته ممکن است بعضی‌ها به کسانی که منتقد هستند، بی‌مهری کنند، اما شما مطمئن باشید، نقش کسانی که منتقد هستند در تاریخ ثبت خواهد شد؛ پررنگ‌تر از هر جریان دیگری. این در تاریخ باقی خواهد ماند و راه را به همه نشان خواهد داد.
  • ما برای نابودی ظلم دعا می‌کنیم ولی باید این تذکر را هم داشته باشیم که اگر تعداد مظلومین بیشتر از ظالمین باشد، دیگر مشکل‌شان با دعا حل نمی‌شود، بلکه باید دعوا کنند و در دعوا محکم بایستند تا دشمن عقب‌نشینی کند. چون این دشمن مثل سگِ هاری است که تا وقتی چوب محکمی بر سرش نکوبید، پاچۀ شما را رها نمی‌کند. و اگر از مقابلش فرار کنید، به شما حمله می‌کند.

 

نظرات

سلام
تشکر بابت تمام زحماتی که برای انتقال این مطالب به مردم می کشید...اجرتون با صاحب الزمان
استاد مابه مطالب تحلیلی این چنینی نیاز داریم خود من از این مطلب اصول مهمی دستگیرم شد لطفا در مورد اینگونه مسائل بیشتر صحبت کنید ...ما شدیدا به راهنمایی شما در این دوران نیاز داریم.
خیلی ممنون از استاد..فوق العاده بود..فقط کاش فایل صوتیشو هم میذاشتین..
آقای مالک عزیز منظورتون ازاین آیه  این است که حرف شما احسن است الان همه حرف شما روگوش کنیم ؟؟؟طبیعیه که همه ماباید گوش به حرف رهبر باشیم فقط یکم بصیرت لازمه تا متوجه بشیم حرف استاد پناهیان با حرف رهبر یکیست .
سلام بر مالک عزیز
عزیز جانم " انسان " برای اینکه قضاوت و تحلیل صحیحی داشته باشه باید
اولا
 حب و بغض را کنار بذاره
و ابن یه مطلب عقلی هست
و مستفاد از متن نوشته - شما با حب و بغض نوشتید
به همین دلیل اساسا با عرض پوزش و کمال ادب و تواضع باید خط بطلان بر تمامی نوشته های شما کشید.
بنظرم از خدا کمک بخواه حب و بغض کنار بره
بعد دوباره با دقت سخنرانی رو بخون (بدون در نظر گرفتن سخنران)
بعد نظر خودت رو به اندازه فهمت بده
چه بسا مطالبی رو جناب پناهیان در نظر نگرفته باشند که شما اشاره فرمودید.
مخلصیم
والسلام علی من اتبع الهدی
- مجلس مردان؟!!! مجلسی ها که دیگه حداقل چند تا زن هم بینشون هست،خواهشا اینو دیگه مد نکنید...

- چطور میشه با خود آقای پناهیان ارتباط برقرار کرد؟ چون اینا رو که همه اش شما جواب میدید و پیام ما به گوش خود ایشون نمیرسه. من میخوام پیامم رو خود آقای پناهیان بخونن.
پاسخ:
همانطور که دولت مردان یک اصطلاح است و شامل زنان هم میشود.  یا مانند اصطلاحاتی مثل: آزادمرد، جوانمرد، ناجوانمرد.
۱۷ مرداد ۹۴ ، ۱۳:۲۳ محمد علی پاکدل
برادر عزیزم آقا مالک، شما از بحث هسته ای رشته سخن را به مباحث دیگر معطوف کردید. و این قیاس مع الفارق است.متأسفانه شما مباحث خاص مذهبی را با بحث هسته ای در هم آمیختید!! دشمن داشتن را با دشمن تراشی یک کاسه کردید.با بغض از منبر صحبت کردید. تحریمها را به تبع  غربی ها کمر شکن معرفی کردید و نه مشکل آفرین. ظهور حضرت حجت(عج) و پادشاهی آل سعود را عمدا و برای شبهه آفریدن ،مطرح می کنید. حدیث من لا معاش را بر خلاف نظر استاد،تفسیر به رأی کردید. با گفتن کلمات دلواپس و کاسب تحریم و فرو پاشیدن زندگی مردم، مانند دولتی ها می خواهید دیگران دهان را ببندند و هیچ نگویند. برادرم، اما آیه شریف قرآ ن را که آوردید بهتر است به کلمه ی «احسنه» بیشتر توجه بفرمایید.خدای متعال اجازه نداده از هر حرفی که زده می شود پیروی شود ،بلکه فرمود :« احسنه» یعنی از میان سخنانی که نیکوست،از نیکوترین آن پیروی کنید.    
عالی بود لطفا صوت سخنرانی رو هم بزارید
ای دریای بی کران انسان ها به پا خیزید...
سلام علیکم
دوستان بیاید کمی در این مورد تامل کنیم، این چند صباحی که در دنیا سپری می کنیم قراره به چه چیز هایی امتحان بشیم؟
 از سیره ی چهارده معصوم شروع کنید تا امروز، این چهارده قرن رو به اندازه چهارده دقیقه در ذهنتون مرور کنید. مجاهدت هایی که از جانب پیشوایان و علما صورت گرفته و مسیری که طی شده رو مد نظر بگیرید. و این که عدم همراهی و هماهنگی برخی خواص در بزنگاه های تاریخ چه عواقب ذلت باری رو که رقم نزده و متاسفانه هنوز هم که هنوزه اثراتشون پا برجاست.
و این که الان در چه مرحله ای قرار داریم؟
نمی دونم چرا بعد از گذشت چند دهه از انقلاب، باید در چنین وضعیتی باشیم که به خاطر منافعمون لازم باشه با دشمن مذاکره کنیم که البته در این بده بستان،خواسته های ناحق دشمن رو که هرچند کوچک هم باشند باز ناحقند، برآورده کنیم.
و این در حالیه که چنین ظرفیت های مادی و معنوی در اختیار داریم. و خیل عظیم مسلمون ها و این وابستگی ها اصلا قابل جمع نیست.
امروز همونطور که وحدت مسلمانان رو فارغ از مذاهب و ملیت ها در رویارویی با جریان تکفیری و مسئله ی فلسطین تجربه کرده ایم. باید همگی در احیای عزت امت اسلامی جهاد کنیم و وابستگی های خودمون رو از دشمن اسلام یکی یکی از میون ببریم. 
نمیشه خواهان عزت و استقلال باشیم و دم از اقتصاد مقاومتی بزنیم ولی هم چنان نسبت به روند کند تولید و صادرات کالای داخی و مصرف بی رویه ی محصولات وارداتی و شیوع تجمل گرایی بی تفاوت باشیم. 
به امید توفیقات روز افزون حزب الله
جناب مالک حاج آقاکل ماه رمضان درباره ی معاش وزندگی بهترصحبت میکردن عجب ازشماست که سخنانتون روطوری لفظ قلم ارائه میدیدکه انگارحقیقت محضه!الان کدوم تحریمارفع شده جزاینکه هرکس وناکسی که ازرام میرسه ایران روتحقیرمیکنه کمی واقع بین باشیم ازمسئولین سایت تشکرمیکنم پاینده باشید
بله صحیحه حرفتون ولی خواهشابه استادبگیدتااونجاکه میتونن وازدستشون برمیادکوتاه نیان برای انتخابات هم یه روشنگری انجام بدن تادیرنشده خواهش میکنم یه جوری برسونیدبه گوششون ایشون چون عامل هستن به حرفاشون وولایتی هستن خداکمک میکنه تاحرفاشون اثرگذارباشه بگیدولایت فقیه روبراجووناجابندازن واقعابعضیادارن حیف میشن این روزابگیداستدلال بیارن نمیدونم جلسه ای همایشی چیزی ازراه تاریخ تحلیلی ایشون خیلی نکات خوبی نتیجه میگیرن خواهشابگیدجوون هاروتوجیه کنن درباب ولایت فقیه ان شاالله که شماهم مأجورید.شهادت روزیتون
۱۶ مرداد ۹۴ ، ۰۱:۱۹ هدایت حبیبی
درودبرجناب پناهیان که تفکرات اسلام ناب را منتشروترویج میدهد ونان به نرخ روز خور نیست وابوذرگونه مولای خود سیدعلی عصرحاضر را درمقابل معاویه صفتان یاری می نماید.
درود بر آقای پناهیان و بیان تحلیل های دقیق و مستند به آیات و روایات.
لطفا صوت سخنرانی را منتشر کنید.
حوصله خواندن نداریم!!!
پاسخ:
بنا به صلاحدید استاد، برخی صوت ها منتشر نمی شوند./خلاصۀ یک صفحه ای هم ارائه شده است.
۱۲ مرداد ۹۴ ، ۱۰:۴۴ الهه سادات

بسیار بسیار عالی .... احسنت احسنت احسنت

بسیار مطالب عالی و تکان دهنده و کاملی را بیان نمودند ..

خداوند خیرشان دهد ان شاء الله .

وجود مقدس چنین افرادی مایه برکت و نزول نعمت است ...

اللهم عجل لولیک الفرج

سلام خسته نباشید شما که این قدر خوب تحلیل و بیان می کنید واقعیت های تاریخی انقلاب را تحلیل کنید بعضی می گویند "مگه آمریکا چه کرده که انگلیس نکرده این ها همه منافع سیاستمداران است که می خواهند آمریکا را حذف کنند ولی  رابطه با انگلیس را حفظ کنند. اصلا همه می دانند سفارت خانه مر کشوری محل جاسوسی است برای آن کشور لانه جاسوسی چیز خاصی نبوده یه عده ریختند آنجا امام هم اول منعشان کردند بعد چی شد که امام هم موافق شدند......"
پاسخ:
با کمی مطالعه و جستجو در اینترنت تحیلیل و پاسخهای فراوانی پیدا میکنید. از جمله در خصوص" مگه آمریکا چه کرده که انگلیس نکرده این ها همه منافع سیاستمداران است که می خواهند آمریکا را حذف کنند ولی  رابطه با انگلیس را حفظ کنند." :

انگلیس و آمریکا هر دو بارها به کشور ما ضرر زده‌اند و هر دو دشمن به حساب می‌آیند. رابطه‌ی ما با هر دو هم خصمانه است. ولی 1) فعلاً، دستکم پس از انقلاب، حجم خصومت و دشمنی آمریکا با ما بسیار بیشتر و آسیبزاتر از انگلیس با ما بوده است. در واقع انگلیس برای ما یک دشمن قدیمی است که تقریباً ضعیف شده و جای خود را به آمریکا داده. مثال‌های دیگری از این مساله، مثلاً ترکها هستند که در دوره‌هایی کشور ما را اشغال کرده بودند و ما علناً با ایشان جنگ داشته‌ایم (البته آن زمان به عثمانی). الان هم رابطه‌مان حسنه نیست و حتماً جزو جبهه‌ی مخالف ما به حساب می‌آیند، ولی این به معنای آن نیست که به همان شدت قبل با ایشان دشمنی کنیم. 2) همیشه حتی در دعواهای فردی هم، انسان با آن کسی که به صراحت و علناً خشن عمل می‌کند، برخورد شدیدتری دارد و آن کسی که دشمن هست، ولی ظاهرش را بیشتر حفظ می‌کند، میشود بدون سروصدا مقابله کرد.

و در خصوص: "اصلا همه می دانند سفارت خانه مر کشوری محل جاسوسی است برای آن کشور لانه جاسوسی چیز خاصی نبوده یه عده ریختند آنجا امام هم اول منعشان کردند بعد چی شد که امام هم موافق شدند." :

در ماجرای سفارت هم 1) ضمن این که طبیعی است هر کشوری از سفارتش برای حفظ منافع و احیاناً ضربه زدن به دشمنانش استفاده می‌کند، اما حجم اقدامات خرابکارانه در سفارت آمریکا علیه ایران بسیار بیشتر از میزان عادی است. مثلاً برنامه‌ریزی برای کودتا، تحریک گروه‌های مخالف، شنود و امثالهم. لذا حتماً چیز خاصی بوده است. 2) اما اینها موجب نمیشود که مجوز تسخیر یک سفارت را صادر کنیم. ماجرای تسخیر هم از ابتدا با نظر امام نبوده و بسیاری از انقلابی‌ها با آن موافق نبودند. اما هم پس از مدتی، در واقع مدیریت جریان را بر عهده گرفتند تا از این مساله که ممکن بود به ضرر انقلاب تمام شود، به سود انقلاب بهره بگیرد. در واقع رفتار امام با هدف تبدیل تهدید به فرصت انجام شده است.
اینکه رهبری فرمودند خودتان را برای مبارزه با اسکتبار که اتم مصادیق استکبار امریکاست آماده کنید این را معنی کنید یعنی چه؟وقتی آقا یکبار به نیروهای مسلح آماده باش تسلیحاتی در اوایل سال میدهند و این جمله خودتان را برای مبارزه با استکبار آماده کنید را در همین چند وقت رسیدن به توافق میفرمایند یعنی مقابله مستقیم نظامی باامریکا؟به واقع آمادی ما چقدر است؟
پاسخ:
با سلام و تشکر، همیشه مبارزه اصلی در میدان فرهنگی و فکری است. 
سلام اززحماتتون تشکرمیکنم این حرفاروبه مانگید ماچیکارکنیم؟!فقط میتونیم حرص بخوریم!!!ای کاش ایشون حداقل یه جوری استدلال خودشون روبه گوش مسئولین برسونن ما آماده ایم برای حمایت کردن ازعزت اسلام فقط نذارن دیربشه ان شاالله که خداوندمکردشمن روبه خودش برمیگردونه 
پاسخ:
با سلام و تشکر،
عنصر اصلی مردم هستند. همۀ مردم باید این واقعیت را درک کنند که زندگی بهتر با مقاومت بیشتر بدست می آید. در این زمینه همه میتوانند کاری بکنند. هرچقدر معرفت مردم بیشتر شود، وضع بهتر می شود.
جناب پناهیان! در حیرتم از قیاس های مع الفارغ شما چنان که انگشت بر دهان میگزم!
بر صحبت های شما چنان ایرادات عظیم وارد است که که بر رد آن ها میتوان انبوهی نوشت. افسوس که مجال آن در اینجا میسر نمی باشد. 
گمان میکنم برای تمامی کشورهای دنیا دوست و دشمن وجود دارد و این منحصر به ما نیست اما گویا برای برای عده ای معدود دشمن تراشی معنایی بس گرانبها یافته که با چنین استدلالات ضعیف و زمین و زمان به هم دوختن سعی در برجسته کردن آن دارند تا بدان وسیله بهانه ای برای منبر نشینی پیدا کنند. که اگر نبود این دشمن تراشی آنگاه منبر هم پناه پناهیانها نبود!
ازگفته هایتان مستفاد میشود بایست صبر میکردیم تا تحریم ها خود فروپاشد! وا عجبا از این کلام!!!
گویا گوینده تا به حتا طعم تلخ فشار اقتصادی را بر خود و اطرافیان خود حس نکرده وچنان در گوشه افکارخویش نشسته که حتی نگاهی به انچه در سطح خیابانهای این شهر میگذرد نکرده است تا ببیند که تحریم ها در حال فروپاشیدن است یا حیات مردم. نمیدانم ایشان که حدیث نه چندان معتبر ظهور حضرت حجت را با مرگ پادشاه عربستان به کرات نقل کرده اند هیچ به سمعشان رسیده است که "من لا معاش له لا معاد له".
پر واضح است که کسانی که ازهمان ابتدا تحت دلواپس سعی در تخریب داشتند من بعد هم از پا نخواهند نشست و سعی در تخفیف این دستاورد خواهند داشت.
سخن بسیار است و مجال اندک. فقط امیدوارم شما که ادعای دین و دین مداری دارید نظر بنده را هم چاپ کنید و یا لا اقل به گوش جناب پناهیان برسانید که.............فبشرعبادالذین الذین یستمعون القول ویتبعون الاحسنه.
پاسخ:
دوست عزیز،
1. همه طرفدار معاش هستند؛ منتها برخی معاش ها سرابی بیش نیستند.
2. امنیت قبل از معاش است.
3. یکبار دیگر متن را با دقت مطالعه کنید.
4. با مقاومت معاش بهتری بدست می آید. تا وقتی آمریکا و صهیونیستها قدرت دارند و ملتها از آنها می ترسند، فقر از بین نمیرود. فقط ملتهایی که زندگی برده وار و گوسفندوار را انتخاب کنند، از یک رفاه گوسفندی برخوردار خواهند بود، نه زندگی با عزت که شایستۀ انسان است.
امام صادق(ع) می‌فرماید: «شما نمی‌توانید به چیزهایی که دوست دارید برسید، مگر با صبر کردن بر چیزهایی که خوش‌تان نمی‌آید؛ إِنَّکُمْ لَا تُدْرِکُونَ مَا تُحِبُّونَ إِلَّا بِصَبْرِکُمْ عَلَى مَا تَکْرَهُون‏»(مسکن‌الفؤاد/42) و (إِنَّکُمْ لَا تُدْرِکُونَ مَا تَأْمُلُونَ إِلَّا بِالصَّبْرِ عَلَى مَا تَکْرَهُونَ ‏؛تحف‌العقول/511)

ارسال نظر

لطفا قبل از ارسال نظر اینجا را مطالعه کنید

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
بیان ها راهکار راهبرد آینده نگری سخنرانی گفتگو خاطرات روضه ها مثال ها مناجات عبارات کوتاه اشعار استاد پناهیان قطعه ها یادداشت کتابخانه تالیفات مقالات سیر مطالعاتی معرفی کتاب مستندات محصولات اینفوگرافیک عکس کلیپ تصویری کلیپ صوتی موضوعی فهرست ها صوتی نوبت شما پرسش و پاسخ بیایید از تجربه... نظرات شما سخنان تاثیرگذار همکاری با ما جهت اطلاع تقویم برنامه ها اخبار مورد اشاره اخبار ما سوالات متداول اخبار پیامکی درباره ما درباره استاد ولایت و مهدویت تعلیم و تربیت اخلاق و معنویت هنر و رسانه فرهنگی سیاسی تحلیل تاریخ خانواده چندرسانه ای تصویری نقشه سایت بیان معنوی بپرسید... پاسخ دهید...