پرونده ویژه میلاد حضرت زهرا استاد پناهیان تنها مسیر استاد پناهیان تنها مسیر برای زندگی بهتر عکس تلگرام استاد پناهیان حمایت مالی بیان معنوی پناهیان
پرونده ویژه:سفرنامعه پیاده روی اربعین 95 پرونده ویژه محرم 95 استاد پناهیان مذاکرات هسته ای پناهیان پرونده ویژه:#letter4u #LetterForyou نامه ای برای تو سخنان تاثیرگذار همکاری با ما

آخرین مطالب

مطالب برگزیده

آخرین نظرات

۹۲/۰۹/۱۱ چاپ ایمیل و پی دی اف

عکس العمل جالب یک جوان به سخنرانی حجت الاسلام پناهیان با موضوع خانواده خوب

یکی از کاربران سایت بیان معنوی(ناشر اثار استاد پناهیان) به نام مهرداد ذیل خبر مربوط به سخنرانی اخیر حجت الاسلام پناهیان ​با موضوع «خانواده خوب»* نوشته است:

سلام
من جلسه اول و دوم استاد رو شرکت کردم​.​

​ ​در جلسه دوم بیان شد که بهترین مکان برای رشد انسان، خانواده هست. اگر به دنبال کسب ثواب هستی آن را در خانه جستجو کن. مثلا بیان شد که اگر دل پدر یا مادر خود را شاد کنی و آنها دعایی در حق تو کنن، حتما دعایشان مستجاب می شود و بالعکس اگر دل آنها را بشکنی و اذیت کنی و آنها هم تورا نفرین کنن حتما نفرینشان در حق تو اثر می کند و خیلی مطالب دیگر​.​

من هم تصمیم گرفتم که دست پدر خودم را ببوسم.

شاید باور نکنید برا​ی​ اولین بار در عمرم دست ایشان رو بوسیدم​؛​

جلوی جمع دوستانشان​.​

ایشان مات و مبهوت مونده بودن!!!

خودم هم همینطور!

آخه با خودم عهد کردم که دستشون رو به خاطر این همه زحمت که برای من کشیدن ببوسم. خودم فهمیدم که پدرم شکه شده بود​.​

یه جورایی هل شده بود نمی دونست چی کار کنه! باورش نمیشد. اما فهمیدم که خیلی خوشحال شده​.​

از دیشب تا حالا یه جور دیگه های باهام برخورد میکنه :)

من باید از استاد تشکر کنم که این جرات رو پیدا کردم که دست پدرم رو ببوسم.​

حتما در جلسات بعدی ایشان اگر خدا بخواهد شرکت میکنم​.​

خدا به شما و دوستانتان توفیق هر چه بیشتری در نشر حقایق دینی بدهد

والسلام

 

* رجوع کنید به:  خانواده خوب

اشتراک گذاری در واتس اپ اشتراک گذاری در لاین اشتراک گذاری در افسران اشتراک گذاری در گوگل پلاس

نظرات

حقیقتش برای شکستن هر عادتی چه خوب وچه بد اول یه سختیو باید تحمل کرد یعنی باید با نفست که یک عمر سوار انسان بود مبارزه کرد خوب چون شما  راحتی با پدرتون اینجوری باشین ونفستون اینو می خواد خب پس اطاعتش می کنید  واز دور اونو دوست دارید که این برای شما زیباست  نه برای اونا...و پدر ومادر برعکس دیگران وقتی ما این عادتو مقابل اونا میشکونیم هیچ گونه ملامت و....با ما نمی کنند پس برای شروع هرکاری سختی وجود داره و این جا بر عکس جاهای دیگر شیرینیشو همون لحظه می بینی...............
با سلام
اتفاقا من هم با پدرم نمیتونم درست رفتار کنم البته بی ادبی نمی کنم ولی خیلی باهاش سر هر موضوعی و هر رفتار اشتباهش کلکل و بحث می کنم البته شوخی نه جدی ولی انگار زیاد بهش گیر میدم و بعضی وقتا ناراحت میشه. اخه عقیدتا با من خیلی فرق داره و چون سنشم بالاس و با یه تفکر دیگه رشد کرده حرفای من اثری نداره چندان، اینه که یه کم فاصله هست بینمون و خودمم میدونم پدر و مادر حتی اگرم کافر باشن باید با تواضع و مهربونی باهاشون رفتار کرد و باید در هرصورت احترامشونو داشت و باید با حوصله باشم اما جز یه چند روز نتونستم مثل یه آدم متدین واقعی رفتار درستی داشته باشم و واقعا ذهنم درگیره. البته دوسش دارم ولی در بروز دادنش نمیدونم چرا سختمه، نمیتونم جملات محبت آمیز به کار ببرم درحالیکه میدونم بیش از همه از من توقع محبت داره. واقعا هم نگرانم نکنه انقدر لفت بدم که دیگه فرصت برای جبران نباشه. خدا خودش یاریم کنه.
ولی یه خاطره خوش که دارم اینه که وقتی 12-13 سالم بود یهویی و از ته دل رفتم دستشو بوسیدم.

صدای قلب پدرم رو خیلی دوست داشتم...همیشه گوشمرو روی قلبش می‌گذاشتم و از صدای ضربان قلبش نفس میگرفتم...با اینکه پدرم دو بار تا حد مرگ منرو کتک زده بود به خاطر اعصابش...خشم شدیدی داشت...ولی هیچ وقت باعث نشد مهرم ازش کم شه...صدای قلب پدرم قشنگ ترین صدا بود...نفس میگرفتم .حالا پدرم دو ساله فوت کردن .هرچی بیشتر از فوتش میگذره بیشتر رنج‌هایی که از بیماریش کشیدم از دلم بیرون میره و دوریش سخت تر میشه
..اینرو برای سارا نوشتم پدرترو دوست داشته باش بهش بگو که دوسش داری...این قشنگترین حس عالمه ..
نزار دیر بشه...بزار مطمئن بشه که دوسش داری...مطمئن مطمئن...حضور اون خیلی بیشتر از همه شکل حضور خداونده...
.

خوش به حالتون که رابطتون با پدراتون خوبه.اى کاش منم مى تونستم چنىن رابطه اى با پدرم داشته باشم.

منم دست پدر و مادرم رو میبوسم ولی به ندرت... اونا بزرگترین نعمت ما در زندگی هستن.
۲۰ شهریور ۹۴ ، ۱۵:۳۴ روژان حسینی
سلام لطفامکان و زمان سخنرانی های استادرو اعلام کنید .سپاس
سلام حاج اقا خداعمرتون بده شما منو حسابی ادب کردین واسم دعا کنید بخاطره اشتباهات قبلا که درجهل به سرمیبردم حسابی تومخمصه افتادم من یکی ازحاجتام دیدن شماوبوسیدن پاهای شماست من ۲۴ سال دارم
سلام
من هنوز جلسه 7ام سخرانی های استادم اما همین7جلسه اش آرامشی بهم داده ک تا حالا نداشتم
فقظ افسوس میخورم ک چرا در19سالگی با این آثار اشنا شدم
کاش میشد زودتر با این سخنرانیها آشنا میشدم
واقعا ازتون ممنونم
۱۶ بهمن ۹۳ ، ۲۳:۴۳ اســـــــــرا
بابام که شبا از سرکار میاد خونه
اول از گردنش آویزون میشم و کلی قربون صدقه اش میرم
بعدش دستاشو میبوسم
از اول تا الان برام سخت نبوده
چون مادرم همیشه میگفته هرکاری برای باباتون کنید بازم کمه
سایه اش که بالای سرتونه می ارزه به تموم دنیا
سلام
لطفا لینک این سخنرانی که دوستمون اشاره کردن رو قرار بدید
این لینکی که گذاشتید اشتباهه
پاسخ:
با سلام و تشکر، اصلاح شد.
من تو دو سال  ایام بیماری پدرم که زمینگیر بود .تونستم گردن و گونه بابام رو به جای اندازه بیست و چندسالی که سرپا بود اما من روم نمی شد محبت علنی کنم تا دلم می خواست.ببوسم..این روزها فقط می تونم عکس اش رو ببوسم اما با همین کار هم انرژی عجیبی می گیرم که موقع زنده بود و می بوسیدمش می گرفتم..
این روزها سر مادرم رو محکم می گیرم تو دست هام و می بوسم..و به نیابت بابا هم یه بوس اضافی می دهم بهش.
قدر بابا مامانتون رو تاهستند بدونید که فردا دیره..
پاسخ:
موفق باشید./ به جای "..." ، نامهای بهتری می شود انتخاب کرد.
عادت دارم پیشانی و دستان پدر
 بین دو ابرو و کف پای مادرم را ببوسم
بالاترین نعمت انسان اینه که پدر و مادرش نفس میکشن!!همین...
فقط دفعه یا دفعات اول سخته، الآن دیگه واسه من بوسیدن دست پدر و مادرم مثل آب خوردنه. امتحان کنین، به همین نتیجه میرسین
۱۸ آبان ۹۳ ، ۱۲:۲۸ مسافر غریب
دمت گرم

مهرداد جون داداش!
بوسیدن دست یه نماده. مواظب باش بعده‌ها با کارات یه کاری نکنی که بابات بگه دست بوسیدن تو سرت بخوره! با این بوسه، کار خودتو خیلی سخت کردی!!!
دیگه بابات خیلی خیلی ازت انتظار داره. تاحالا که نبوسیده بودی بابات پیش خودش از تو انتظاری رو داشت که از بلانسبت گاو عمورضای من داره. اما حالا که بوسیدی...
خلاصه بگم بدبخت شدی!!

یاحق...


منم میخواستم بگم:

من 23 سال سن دارم و حتی یک بار نتونستم به خودم اجازه بدم که به جای دست پدر صورتش را ببوسم ؛ چون نمی تونم به خودم اجازه بدم دست های پینه بسته ی پدرم رو نبوسم.

منهم وقتی برای اولین بار دست پدرم رو بوسیدم توی جشن عروسیم
بود احساس وصف ناپذیری داشتم کاش رابطهه ها طوری بود که میشد همیشه 
این کار رو انجام داد بدون در نظر گرفتن مکان و زمان.

ارسال نظر

لطفا قبل از ارسال نظر اینجا را مطالعه کنید

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
بیان ها راهکار راهبرد آینده نگری سخنرانی گفتگو خاطرات روضه ها مثال ها مناجات عبارات کوتاه اشعار استاد پناهیان قطعه ها یادداشت کتابخانه تالیفات مقالات سیر مطالعاتی معرفی کتاب مستندات محصولات اینفوگرافیک عکس کلیپ تصویری کلیپ صوتی موضوعی فهرست ها صوتی نوبت شما پرسش و پاسخ بیایید از تجربه... نظرات شما سخنان تاثیرگذار همکاری با ما جهت اطلاع تقویم برنامه ها اخبار مورد اشاره اخبار ما سوالات متداول اخبار پیامکی درباره ما درباره استاد ولایت و مهدویت تعلیم و تربیت اخلاق و معنویت هنر و رسانه فرهنگی سیاسی تحلیل تاریخ خانواده چندرسانه ای تصویری نقشه سایت بیان معنوی بپرسید... پاسخ دهید...