۹۶/۱۲/۱۰ چاپ ایمیل و پی دی اف

کلیپ تصویری | راه خلاصی از خساست و رسیدن به سخاوت

 

متن:

«فَاتَّقُوا اللَّهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ»؛ هر چقدر می‌توانید تقوای خدا را داشته باشید. «وَاسْمَعُوا وَأَطِیعُوا وَأَنْفِقُوا»؛ بشنوید، اطاعت کنید، بعد از بین همۀ فرمان‌ها یک دانه را مثال می‌زند «أَنْفِقُوا». «إِذا مَسَّهُ الْخَیْرُ مَنُوعاً»؛ وقتی یک خیری بهش می‌رسد منع می‌کند دیگران را. انفاق کنید. انفاق کنید یعنی منوع نباش، بده برود. امروز شما چی انفاق کردید؟ تو رو خدا فقط پول نیست، فقط صدقه نیست.

می‌فرماید: «عَونُ الضَّعیفِ صَدَقَةٌ»؛ من یک کسی یک کاری را نمی‌توانست انجام بدهد کمکش کردم، از توانایی‌ام بهش دادم، حُسن خودم را به مشارکت گذاشتم. صدقه بهش، این صدقه است. نه اینکه او را صدقه دادی یعنی آن گدا است. ما همۀ‌مان محتاج همدیگر هستیم، در نظام تسخیری زندگی می‌کنیم. دِهش داشته باش، پرداخت داشته باش. «أَنْفِقُوا خَیْرًا لِأَنْفُسِکُمْ»؛ این خوب است، این بهتر است برای شما. «وَمَنْ یُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولَئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ»؛ هر کسی پرهیز کند از خساستش. «شُحَّ» یک مرتبه بالاتری از خساست است.

فرق «شُحَّ» با خساست چیه؟ خیلی ظریف در روایات فرمودند. پرسیدند از امیرالمؤمنین «شَحیح» کیه؟ «شُحّ نفس» چیه در قرآن کریم هی می‌فرماید اینها «شُحّ نفس» ندارند؟ می‌فرماید «شُحّ نفس» کسی است که دو برابر خسیس است. آن کسی که خسیس است مال خودش را به یک کس دیگر نمی‌دهد. آن کسی که بیشتر خسیس است می‌گوید اموال دیگران هم مال من بشود ندهم! هنوز مال او نشده! دنبال این است که از حلال و حرام فرق نمی‌کند آنها هم مال خودش بشود ندهد. یعنی دایرۀ طمع انسان آدم را چه‌جوری بدبخت می‌کند؟!

آدمی که شحیح نیست چیه؟ می‌گوید ای خدا من یک میلیارد گیر بیاورم، هشتصد میلیون تومانش را بدهم به رفقا، این کارش راه بیفتد، آن کارش راه بیفتد، دویست تومانش هم کار خودم راه بیفتد. آدم شحیح چی می‌گوید؟ می‌گوید ای من یک میلیارد گیر بیاورم دویست تومان کار خودم را راه بیاندازم، بعد بقیه‌اش بدهم، نه چرا بدهم؟ می‌روم یک‌جای دیگر می‌خرم. بعد حسادتش می‌‌آید پول دست دیگران باشد. چرا این پول لامصّب دست اینها؟ خب دست تو بود چه‌کار می‌کردی؟ خب اصلاً دست من باشد؛ تو چه‌کار داری من چه‌کار می‌کردم؟ عجب رویی دارد این.

می‌فرماید برای اینکه اینجوری نباشی باید انفاق کنی. پرداخت کن. صدقۀ صبح داریم صدقۀ شب. صدقه برای هر روز داریم. ما جمع می‌کنیم آخر ماه. ببین! تو آخر ماه چقدر می‌خواهی بدهی؟ هزار تومان صدقه می‌دهیم. ببین هزار تومان نمی‌خواهد صدقه بدهی. سی تومان صدقه بده، همین سی تا تک تومانی، ولی هر روز پنج ریال صبح بده پنج ریال شب. چرا؟ ببین این پرداخت را از تو می‌خواهند. این، این دِهش، این پرداختِ، این جان بعضی‌ها درمی‌رود موقع این پرداخت. تکرار کن. نمی‌خواهد زیاد بدهی. کم بده ولی دائماً پرداخت کن. بگذار بده. می‌فرماید صدقه می‌خواهی بدهی دست بچه‌ات بده، بگذار از بچگی یاد بگیرد. بده برود. بده برود. بچۀ من این را بگیر بده، برود. بده برود.

یک هنرمند است یک فیلمنامه نوشته، یکی دیگر کمکش می‌کند دعوا می‌کند سر آن. این کار از من بود اصلش مال من. برو کنار! مال من است! «مَنوعاً!» بگذار برود. رفیقت یک ذرّه تکمیل کرده برو به نام خودت بزن. بده برود. این هم، این هم همان زکات است. «زکاةُ العِلمِ نَشرُه». نه این زود آنجا در وزارت ارشاد یک جایی هست ثبت کن، مال تو باشد «مَنوعاً!» اصلاً ما تئوریزه کردیم «مَنوعاً» را. در نظام های اجتماعی‌مان تعبیه کردیم این را. به مشارکت نمی‌گذاریم توانایی‌های خودمان را.

اگر راحت می‌توانستیم به، آقا این الآن این خلّاقیت به ذهن من رسیده، من این را اگر به مشارکت بگذارم این رفقای من پنج نفر هستیم داریم این کار را انجام می‌دهیم اصلاً اینها ذهنشان نمی رسد به این حرف‌ها! همه را من آوردم، ایده‌ها را من آوردم، ایده‌ها را هر کدام چند، بعد من با آنها مساوی؟! ای الهی این جامعه به جهنّم برود که هیچ‌کی حاضر نیست از دارایی خودش به مشارکت بگذارد با دیگران. جهنّم دنیایی یا جهنّم آخرتی ما نفرین نمی‌کنیم. و می‌رود، نمی‌خواهد تو نفرین کنی.

بده برود. در جنگ همۀ توانایی‌هایشان را می‌گذاشتند رو همدیگر این عملیات باید پیروز بشود، بعد از جنگ آمدند در شهر هر کدام یک موسسه برای خودشان زدند. اصلاً سعی می‌کند اسرار موسسه را حفظ بکند آن یکی نفهمد یک‌وقت قاب بزند این یک دفعه‌ای ببرد ایده را. این ایده مال ماست به کسی نمی‌دهیم این را. اینها رفتارهای غیر مسلمانانه است.

می‌فرماید برای اینکه اینجوری نباشی باید انفاق کنی. پرداخت کن. صدقۀ صبح داریم صدقۀ شب. ببین این پرداخت را از تو می‌خواهند. جان بعضی‌ها درمی‌رود موقع این پرداخت. تکرار کن. نمی‌خواهد زیاد بدهی. کم بده ولی دائماً پرداخت کن. بده برود. بده برود. بچۀ من این را بگیر بده، برود. بده برود.

اشتراک گذاری در واتس اپ اشتراک گذاری در لاین اشتراک گذاری در افسران اشتراک گذاری در گوگل پلاس

نظرات

ارسال نظر

لطفا قبل از ارسال نظر اینجا را مطالعه کنید

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
دسترسی سریع سخنرانی ها درسنامۀ تاریخ تحلیلی اسلام تنها مسیر استاد پناهیان کلیپ تصویری استاد پناهیان کلیپ صوتی استاد پناهیان حمایت مالی بیان معنوی پناهیان عکس شبکه اجتماعی استاد پناهیان کانال آپارات استاد پناهیان
پرونده ویژه:سفرنامعه پیاده روی اربعین 95 پرونده ویژه محرم 96 استاد پناهیان مذاکرات هسته ای پناهیان
پرونده ویژه:#letter4u #LetterForyou نامه ای برای تو سخنان تاثیر گذار سوالات متداول همکاری با ما

آخرین مطالب

مطالب برگزیده

آخرین نظرات

بیان ها راهکار راهبرد آینده نگری سخنرانی گفتگو خاطرات روضه ها مثال ها مناجات عبارات کوتاه اشعار استاد پناهیان قطعه ها یادداشت کتابخانه تالیفات مقالات سیر مطالعاتی معرفی کتاب مستندات محصولات اینفوگرافیک عکس کلیپ تصویری کلیپ صوتی موضوعی فهرست ها صوتی نوبت شما پرسش و پاسخ بیایید از تجربه... نظرات شما سخنان تاثیرگذار همکاری با ما جهت اطلاع تقویم برنامه ها اخبار مورد اشاره اخبار ما سوالات متداول اخبار پیامکی درباره ما درباره استاد ولایت و مهدویت تعلیم و تربیت اخلاق و معنویت هنر و رسانه فرهنگی سیاسی تحلیل تاریخ خانواده چندرسانه ای تصویری نقشه سایت بیان معنوی بپرسید... پاسخ دهید...