پرونده ویژه میلاد حضرت زهرا استاد پناهیان تنها مسیر استاد پناهیان عکس تلگرام استاد پناهیان حمایت مالی بیان معنوی پناهیان کانال آپارات استاد پناهیان
پرونده ویژه:سفرنامعه پیاده روی اربعین 95 پرونده ویژه محرم 95 استاد پناهیان مذاکرات هسته ای پناهیان پرونده ویژه:#letter4u #LetterForyou نامه ای برای تو سخنان تاثیر گذار سوالات متداول همکاری با ما

آخرین مطالب

مطالب برگزیده

آخرین نظرات

۹۶/۰۳/۱۳ چاپ ایمیل و پی دی اف
راه‌های رسیدن به حال خوش معنوی و نشاط زندگی/ ج3

شاخص اصلی دینداری «نشاط» است

شناسنامه:

  • زمان: 960308
  • مکان: تهران، میدان فلسطین، مسجد امام صادق(ع)
  • صوت: اینجا
  • لینک تلگرامی: اینجا
مهمترین انتظاری که باید از یک فرد متدین داشت، بانشاط بودن است/ برداشت مردم از دین به عنوان «یک عامل کنترل‌کننده» برداشت اشتباهی است!/ دین برنامه‌ای است برای رساندن انسان به اوجِ لذتی که یک انسان می‌تواند ببرد/ نشاط یعنی زنده بودن با همۀ وجود! نشاط یعنی «حیات»؛ منتها یک حیاتِ همه‌جانبه!/ چرا «بازار استغفار» سرد است؟ چون مردم از خودشان انتظار ندارند که عالی‌ترین نشاط برسند، و متوجه نیستند که خودشان وضع خود را خراب کرده‌اند و نمی‌دانند که اگر درِ خانۀ خدا بروند، خدا این خرابکاری آنها را جبران می‌کند.

در ادامه بخش‌هایی از سومین روز سخنرانی حجت الاسلام پناهیان در مسجد امام صادق(ع) میدان فلسطین با موضوع «راه‌های رسیدن به حال خوش معنوی و نشاط زندگی» را به گزارش پایگاه اطلاع رسانی بیان معنوی می‌خوانید:

  • برداشت عموم مردم از دین «یک عامل کنترل‌کننده» است؛ ولی این برداشت غلطی است. برداشت مردم از ما طلبه‌ها این است که «اینها دنبال کنترل کردن نشاط مردم هستند که یک‌وقت نشاط حرام نداشته باشند!» مردم با دیدن یک عالم دینی به یاد یک‌سری ممنوعیت‌ها می‌افتند، شبیه نگاهی که مردم به پلیس دارند. این برداشت اشتباه ناشی از تعلیمات غلط دینی و عدم معرفی صحیح دین است.
  • وقتی مردم یک طلبه را می‌بینند باید بگویند «الان می‌خواهد به ما بگوید: تو چرا سرِ حال و سرزنده نیستی؟! چرا قدرتمند نیستی؟!» یعنی برداشت مردم از یک طلبه یا آدم دیندار باید این باشد چقدر بانشاط و سرزنده است! ولی الان این‌طور نیست.
  • شاخص اصلی دینداری «نشاط» است و کسی که به این نشاط نرسد، دینداری‌اش درست نیست. مهمترین انتظاری که مردم از یک دیندار، یک طلبه یا عالم دینی دارند، بانشاط بودن است، که انتظار به‌جایی است. مردم باید ببینند کسی که دیندار است، به کجا رسیده؟ آیا خودش سرحال و بانشاط است؟ ما باید این مطالبه را مطالبۀ اصلی از دینداران و عالمان دینی-به‌عنوان شاخص برتر و محوری- داشته باشیم.
  • هدف دین این است که شما آدم خوبی باشید؟ خوب بودن یعنی چه؟! خداوند انسان را برای اوجِ «شور، هیجان، لذت و شادی» آفریده، منتها باید دید که چگونه می‌توانیم به این اوج لذت برسیم؟ دین چیزی نیست جز برنامه‌ای برای رساندن انسان به اوج لذتی که یک انسان می‌تواند ببرد.
  • چرا بازار استغفار سرد است؟چرا ما کمتر استغفار می‌کنیم ولی پیامبر اکرم(ص) زیاد استغفار می‌کرد؟ چون مردم از خودشان انتظار ندارند که به عالی‌ترین شاخص حیات «یعنی نشاط» برسند، و متوجه نیستند که خودشان مقصرند که به نشاطِ عالی نرسیده‌اند. و نمی‌دانند که اگر درِ خانۀ خدا بروند، خدا این خرابکاری آنها را جبران می‌کند.
  • استغفار یعنی اینکه بگوییم: «خدایا! من از زندگی‌ام لذت نمی‌برم وسرزنده و سرحال نیستم! تو شرایطش را برایم فراهم کرده بودی، ولی من خودم خراب کردم! مرا ببخش و برایم جبران کن» وقتی استغفار را این‌گونه ترجمه نکردیم، طبیعتاً بازار استغفار رونق پیدا نمی‌کند و مردم زیاد استغفار نمی‌کنند و زیاد از خدا کمک نمی‌گیرند که به نشاط برسند.
  • نشاط را می‌توان به «حیات» ترجمه کرد و گفت: نشاط یعنی «حیات»؛ البته یک حیاتِ همه‌جانبه! نشاط یعنی زنده بودن با همۀ وجود! یک زنده بودنِ کامل! نه اینکه انسان نیمه‌مرده و نیمه‌زنده باشد! نشاط یعنی اینکه تمام موتور وجود انسان کار کند و تمام ابعاد وجودش فعال باشد. مثلاً ما که «چشمِ دل» نداریم؛ انگار نیمه‌مرده هستیم! چه کسی نشاط دارد؟ کسی که با همۀ وجودش زنده است و دارد حیات را لمس می‌کند.
  • خداوند می‌فرماید: هر مرد و زنی که کار صالح انجام دهد و مؤمن باشد، به او یک حیات دیگری می‌دهیم که اسمش حیات طیبه است «مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثى‏ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیاةً طَیِّبَه»(نحل/97) در این حیاتِ طیبه-که در همین دنیاست- برای آدم یک چشم‌ها و گوش‌هایی باز می‌شود و یک تفکرات دیگری پیدا می‌کند که خیلی بالاتر است.
  • علامه طباطبایی ذیل این آیه می‌فرماید: «خداى تعالى، مؤمنى را که عمل صالح کند به حیات جدیدى غیر آن حیاتى که به دیگران نیز داده، زنده مى‏کند» یعنی خدا دوباره به او حیات می‌دهد، و این حیات دیگر، یک حیاتی است که ما الان نسبت به آن، در واقع مرده‌ایم! بعد می‌فرماید: «چنین انسانى در نفس خود، نور و کمال و قوّت و عزت و لذت و سرورى درک مى‏کند که نمى‏توان اندازه‏اش را معین کرد» با این توضیح، ارتباط حیات طیبه با نشاط و لذت و سرور، مشخص می‌شود.
  • کسی که احساس کند پیش خدا عزیز است و خدا به او لطف دارد، یک سرور و لذتی به او دست می‌دهد که از هیچ طریق دیگری به‌دست نمی‌آید؛ با رقص و پایکوبی وامور دیگر به‌دست نمی‌آید. وکسی که احساس نمی‌کند خدا او را دوست دارد،هرچقدر هم دیگران او را دوست داشته باشید، برایش جبران نمی‌شود.

نظرات

باز هم مثل همیشه زیبا بود.واقعا به دلم نشست.کاشکی آخوندای دیگه هم همین حرفها رو به ما میزدن.این حاج آقا واقعا داره کولاک میکنه.کاشکی زودتر پیداش میکردم.دلم سبک شد.واقعا دید من رو عوض کرد.
باسلام و وقت بخیر خدمت استاد گرامی
واقعا از خواندن این متن لذت بردم. ای کاش ما هم به درجه نشاط واقعی برسیم و حالمان همیشه خوب باشد. التماس دعا

ارسال نظر

لطفا قبل از ارسال نظر اینجا را مطالعه کنید

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
بیان ها راهکار راهبرد آینده نگری سخنرانی گفتگو خاطرات روضه ها مثال ها مناجات عبارات کوتاه اشعار استاد پناهیان قطعه ها یادداشت کتابخانه تالیفات مقالات سیر مطالعاتی معرفی کتاب مستندات محصولات اینفوگرافیک عکس کلیپ تصویری کلیپ صوتی موضوعی فهرست ها صوتی نوبت شما پرسش و پاسخ بیایید از تجربه... نظرات شما سخنان تاثیرگذار همکاری با ما جهت اطلاع تقویم برنامه ها اخبار مورد اشاره اخبار ما سوالات متداول اخبار پیامکی درباره ما درباره استاد ولایت و مهدویت تعلیم و تربیت اخلاق و معنویت هنر و رسانه فرهنگی سیاسی تحلیل تاریخ خانواده چندرسانه ای تصویری نقشه سایت بیان معنوی بپرسید... پاسخ دهید...