Language Site Panahian پرونده ویژه ماه رجب اعتکاف پرونده ویژه میلاد حضرت زهرا استاد پناهیان تنها مسیر استاد پناهیان تنها مسیر برای زندگی بهتر عکس تلگرام استاد پناهیان حمایت مالی بیان معنوی پناهیان کانال آپارات استاد پناهیان
پرونده ویژه:سفرنامعه پیاده روی اربعین 95 پرونده ویژه محرم 95 استاد پناهیان مذاکرات هسته ای پناهیان پرونده ویژه:#letter4u #LetterForyou نامه ای برای تو سخنان تاثیر گذار سوالات متداول همکاری با ما

آخرین مطالب

مطالب برگزیده

آخرین نظرات

۹۳/۰۲/۰۶ چاپ ایمیل و پی دی اف

فرزندم تا 14سالگی خوب و اهل نماز بود، چرا کم‌کم دارد خراب می‌شود؟چه کار کنم؟/ چرا بعضی بچه‌های خوب و نمازخوان بعد از 14 سالگی خراب می‌شوند؟

اولین علاقه و اولین گرایشی که ما در خودمان تجربه می‌کنیم «راحت‌طلبی» است. حتی لذّت‌جویی که یکی از فراگیرترین گرایش‌های ما در طول زندگی‌مان هست و برای همۀ آدم‌ها به انحاء مختلف، موضوع مطرحی است، بعد از راحت‌طلبی سراغ آدم می‌آید. گرچه خود راحتی لذّت دارد، اما به‌هرحال انسان به راحتی علاقه‌مند است. یک نوزاد وقتی به دنیا می‌آید، تا گرسنه‌اش می‌شود، احساس می‌کند ناراحت شده، شروع می‌کند گریه کردن. تا دل‌درد می‌گیرد، ناراحتی را احساس می‌کند و عکس‌العمل نشان می‌دهد.

ما با راحت‌طلبی زاده می‌شویم. بعداً گرایش‌های دیگر دنیاییِ ما، بیشتر تجلی می‌کنند و بعضی از اوقات به خاطر همین راحت‌طلبیِ تورم یافته، گرایش‌های دیگر بد و خوبی هم در ما شکل می‌گیرد. شاید اوایلش انسان زیاد حبّ بقاء نداشته باشد؛ نمی‌فهمد من بمیرم یعنی چی، «دوست دارم من زنده بمانم» را ممکن است حس و تجربه نکند، ولی عجالتاً مایل است «ناراحت» نباشد. راحت‌طلبی یکی از گرایش‌های کلیدی ماست و یکی از شعبات اصلی حبّ‌الدنیاست.

خیلی وقت‌ها جوان‌ها خودشان را اهل حبّ الدنیا نمی‌دانند، می‌گویند آیا ما حبّ مال داریم؟ حبّ جاه داریم؟ ما چه قسمتی از حبّ الدنیا را داریم؟ و خیلی‌ها هم جوان‌ها را باصفا می‌دانند. بله، واقعاً جوان‌ها، فی‌نفسه، باصفاتر از مسن‌ها هستند، ولی یکی از مهمترین صفات بد دنیاطلبانه، که می‌تواند در جوان‌ها رواج داشته باشد، حتی در جوان‌های به ظاهر خوب که اهل بی‌بند و باری نیستند، همین راحت‌طلبی است. می‌بینی جوان وقتی خودش را لذّت‌پرست نمی‌داند، بچۀ خوبی می‌داند. وقتی خودش را شهوت‌ران نمی‌داند، و می‌بیند که دنبال هرزگی نمی‌رود، خودش را بچۀ خیلی خوبی می‌داند. اما وقتی دقت می‌کنی، می‌بینی راحت‌طلبی در او موج می‌زند.....

وقتی ما جلوی این راحت‌طلبی را نگرفتیم، جلوی شهوت‌پرستی را هم نمی‌گیریم. بسیاری از خانواده‌های مذهبی، گله‌مند هستند از اینکه: «بچۀ ما تا چهارده سالگی کم و زیاد بچۀ خوبی بود، و حتی نماز می‌خواند. نه تنها خیلی از رفتارهای ناخوب را نداشت، بلکه رفتارهای خوب هم داشت. اما کم کم سر و گوشش دارد می‌جنبد، کم کم دنبال رفقای ناباب است، از لذّت حرام چشم نمی‌پوشد و دارد بداخلاقی می‌کند.» بررسی که می‌کنی می‌بینید در این خانواده از هفت تا چهارده سال، پدر و مادر فرصت داشته‌اند که این بچه را از راحت‌طلبی جدا کنند. اما چون بچه‌اش را دوست دارد، می‌گوید بگذار بچه‌ام «راحت» باشد.

از مدرسه آمده، می‌گوید بگذار جورابش را دربیاورم، بگذار غذایش را برایش آماده کنم. راحت‌طلبی بچه را باهاش مخالفت نکرده. حالا چهارده سالش شده است، و دیگر با شهوات آشنا شده. بچه‌ای که در دوران ادب بین هفت تا چهارده سال ادب نشده، و راحت‌طلبی بیشتر برایش جا افتاده، الان یک دفعه‌ای می‌خواهی بهش بگویی با شهواتت مخالفت بکن، قبول نمی‌کند. بهش می‌گویی بیا نماز بخوان، قبول نمی‌کند. چرا؟ آیا چون ایمان ندارد؟ نه به خدا، ایمان دارد. آیا محبّت به اهل‌بیت(ع) و اولیاء خدا ندارد؟ چرا، دارد، می‌بینی که محرم‌ها کم نمی‌گذارد برای امام حسین(ع)، اما کاهل‌نمازی می‌کند. اما دست‌درازی می‌کند به سوی گناه.

چه‌جوری باید این را کنترل کرد؟ برای خود جوان هم سخت شده است که با گناه و با شهوات مبارزه کند. یکی از دلایل اساسی‌اش این است که از هفت تا چهارده سال، کسی او را ادب نکرده. گفتند: «حالا بچۀ خوبی است، بگذار طبق میل خودش رفتار بکند، حالا کار خاصی که انجام نمی‌دهد، جنایت خاصی که انجام نمی‌دهد.» لذا قبل از اینکه در چهارده سالگی برای بچه‌ها «جشن تکلیف» گرفته بشود که سنّت خوبی است، باید در هفت سالگی «جشن ادب» گرفته بشود برای بچه‌ها؛ پدر و مادر مسئولیت‌هایی را به بچه بدهند. از آن راحتیِ قبل از هفت سالگی بچه را با منطق و محبّت خارج کنند.

دیگر زندگی به این راحتی نیست. او باید اهل مبارزۀ با راحتی بشود، بدون تعارف. و الّا بچۀ خوب، در خانوادۀ خوب، با علائق خوب، با ایمان نسبتاً خوب و معمولی در همین مقداری که هست، این بچه بعد از چهارده سالگی، نمی‌تواند جلوی شهوات خودش را بگیرد. با راحت‌طلبی باید مقابله کرد.


خبر مرتبط: همکاری برای تکمیل «بانک پیشنهادها و راهکارها»ی برگرفته از مباحث استاد پناهیان

نظرات

با عرض سلام وتبریک سال جدید . من برادری دارم که درحوزه درس می خواند .قبلا اهل نماز بود . ولی حالا نماز نمی خواند .ولی رفتارهای دیگر خوبی هم دارد من چگونه خدا را برایش ثابت کنم .و چکار کنم که نماز بخواند .  او که خود با دین سرو کار دارد چگونه دچار شبهه شده است  .من نمی دانم آیا یک دوست سر راهش قرار گرفته یا ... نمی دانم .ضمنا اوایل پدرم با رفتن به حوزه مخالفت می کرد .وهنوز هم پدرم معتقد است که برادرم چون حقوق کمی از حوزه میگیرد به سرکار دولتی برود و به دانشگاه برود و درس دیگری بخواند .من به عنوان یک خواهر چه وظیفه ای دارم.
پاسخ:
با سلام و تشکر
رفتار و اخلاق خوب شما  که اهل نماز اول وقت هستید میتواند موثر باشد.
صوت یا کتاب چگونه یک نماز خوب بخوانیم موثر است.
به نظر من تربیت مادروپدربسیارتاثیردارد.پدرومادروقتی اهل خدا باشند باعث میشوندکه وقتی طاعون به پیکره زندگی هجوم می اوردوپایه های عرش خدا میلرزدوتتریکی  بلند میکند شیرمادرت که عشق اهل بیت در آن موج میزندباعث شود که در همان اغاز15سالگی که میبایست آغاز شکوفایی باشد ولی طاعونی دردناک وهولناک  نفست را در سینه زندگیت حبس میکندتصمیمی بزرگ بگیری که مانند همه هم سنهایت  نباشی هدفت را مشخص کنی وفقط به درس و آینده ات بچسبی بی راحت طلبی.آنوقت حس زندگی غرور و امید هست.خیلی ها تجربه اش کردند.گاهی ولی درست زمانی که فکر میکنی از پس مشکلت برآمدی و دلت میخواهد با ذوق به خدا بگویی خدایا دیدی توانستم ناگهان خدا با قابلمه ای محکم بر سرت میزند .ای بابا!!!!!!!چرا؟چرا خدایا؟چی شد؟کاین درست همون راهی بود که خوب بود دوسش داشتی من به خاطر تو رفتم!!!!!ولی خدا همینجوری قابلمه دست شه کمین کرده یکی دیگه بزنه ولی دلش نمیاد.بعد تازه میفهمی که اونی میشه و میشی که اون میخواد.نه اونی که خودت میخواستی باشی.دنیا منروداشت همیییییینطور با خودش میبرد.اون قابلمه من رو سر جام نشوند.اما گاهی آدمها ذاتا راحت طلب نیستن برعکس خیلی هم پرجنب وجوشن ولی بیمارن.اصلا برعکسه خدا وقتی میبینه خیلی دیگه عاشق سختی دادن به خودتی شرایطیرو برات رو میکنه که درد زندگیت بشه راحت طلبی.دامی که از لحاظ ذهنی نمی تونی ازش فرار کنی.ذهنت بهت فرمان نمیده.
۱۱ آذر ۹۴ ، ۱۷:۲۱ حاج آقا زیبایی

سلام

موضوع بسیار بسیار مهم و متاسفه از لحاظ آماری رو به رشد

به نظر من اولین گام جذب و ایجاد وابستگی فرزند هست


بله من هم نظر سید جلال و ایمان را  دارم. الان باید چه کرد؟
سلام
میخواستم بدونم الان که بچه چهارده یا پانزده سال دارد چکار کنیم؟الان که هفت سال دوم را گذرانده و ما این فرصت عالی را برای جداکردنش از راحت طلبی و ادب کردن از دست داده ایم؟!
استاد گرامی راه کاری برای این مشکل ارائه نفرمودند  که در شرایط فعلی با این مشکل چه کنیم؟

ارسال نظر

لطفا قبل از ارسال نظر اینجا را مطالعه کنید

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
بیان ها راهکار راهبرد آینده نگری سخنرانی گفتگو خاطرات روضه ها مثال ها مناجات عبارات کوتاه اشعار استاد پناهیان قطعه ها یادداشت کتابخانه تالیفات مقالات سیر مطالعاتی معرفی کتاب مستندات محصولات اینفوگرافیک عکس کلیپ تصویری کلیپ صوتی موضوعی فهرست ها صوتی نوبت شما پرسش و پاسخ بیایید از تجربه... نظرات شما سخنان تاثیرگذار همکاری با ما جهت اطلاع تقویم برنامه ها اخبار مورد اشاره اخبار ما سوالات متداول اخبار پیامکی درباره ما درباره استاد ولایت و مهدویت تعلیم و تربیت اخلاق و معنویت هنر و رسانه فرهنگی سیاسی تحلیل تاریخ خانواده چندرسانه ای تصویری نقشه سایت بیان معنوی بپرسید... پاسخ دهید...